شادلين نفس مامان و بابا
X

شادلين نفس مامان و بابا

تو براي ما ، دنيا براي تو ....

 

وقتي صداي دلنشين خنده هايت را ميشنوم

وقتي ماما صدايم ميكني

دنيا مال من ميشود

خدايا شكرت خوش به حال من كه تو را دارم.....ماچhttp://zibasaz.niniweblog.com/

هر كدوم از دوستانم كه رمز ما رو ندارند بهم خبر يديدآرام

 

 

نوشته شده در شنبه 18 / 5 / 1393ساعت 0:52 توسط شيرين

سلام نفس مامان تولدت مباركه

الان كه دارم اين پست رو ميذارم دو ماه از تولدت گذشته

ومن نتونستم وبتو اپ كنم تابستون هست وزياد باشما وقت ميگذرونم

وبيرون ميريم ديگه عسلم كلاس ميره كلاس لگو ونقاشي ميري و من كمتر

فرصت ميكنم بنويسم برات ولي دوست دارم بنويسم تمام لحظه هاي باهم بودنمون

عزيز دل مامان خيلي شلوعي ميكنه ومامان دائم به دنبال شيطون كوچولو بدو بدو ميكنه

بريم سراغ عكسها سعي ميكنم ازاين به بعد زود زود اپ كنم

ممنون از همه دوستان كه جوياي حالمون بودند

نفسم عمرم نيازممممم صد سال به اين سالها بهترينها رو از خداوند منان برايت خواستارم عاشقتمبوس

 

نوشته شده در چهارشنبه 4 / 6 / 1394ساعت 16:58 توسط شيرين |

سلام خوشگل مامان

اين روزها ديكه خيلي كم مونده به پايان 3 سالگي ماه گذشته

نتونستم پست 34 ماهگيتو برات بذارم واين ماه هم 35 ماهكيتو

تو راه بوديم يه مسافرت يه روزه به بانه داشتيم كه روز ماهگرد

پرنسس من بود ديگه كم كم براي تولد3 سالگيت حاضر ميشيم عزيزم

هميشه خوش وشاد وخوشبخت باشي بهترينم مامان وبابا هميشه بهت افتخار ميكنند

و هميشه شكر گزار خداوند مهربانم هستم كه ما رو لايق دونسته ويكي

از فرشتگان اسموني رو زميني كرده و مقام پدر و مادر بودن رو به ما عطا كرده

نفسم عاشقتم وقتي گاهي خونه نيستي خونه مامان جون يا دايي حسين رفته بودي

بدون من اصلا هيچ كاري بدون تو نميتونم بكنم وخونه

بدون تو اصلا مزه نداره نازنينم هميشه باش تا باشمبوسبوس

روزهاي ارديبهشتي بيرون رفتن و دوچرخه سواري و پارك قربونش برم از پارك رتن سير نميشه و عاشق دوچرخه سواري هستبوس

نفس مامان روز مادر با بايي رفته بودند گل گرفته بودن و باباياد داده بود روز مادر رو تبريك بگه بهترين هديه زندگي من عاشقتم

عشق مامان هر كجا خودش دوست داره عكس ميگيره وكنار لوله شادلين يه ذره بيا اين رو قبول نميكنه ونتيجه كارخستهخنده

يه روزي كه رفتيم خونه دوستم همه ماشينها رو بغل كردي

هفته خواهر كه با خواهرهام رفتيم بيرون و بعد ناهار خيلي خوش گذشت

يه روز رفته بوديم خونه خاله فاطي خيلي خوش گذشت با پارلا جون

34 ماهگيت مباركههههههههه عشقم

يه روزي كه خونه مامان جون مهموني بود بچه هاي فاميل از راست به چپارشيدا پارلا شادلينم انيا وايشن جون واون كه رو زمين نشسته سلين جونمممم

نوشته شده در دوشنبه 11 / 3 / 1394ساعت 16:54 توسط شيرين |

سلام عسل مامان

از چهارشنبه سوري تا 13 بدر به روايت تصوير

عسلم خسته شده سوار كشتي شديم و شادلين خانوم در حال خوردن انگشتزبانخستهبوس

شادلين جونم تومغازه در حال استراحت  و مامان در حال خريد

از مسافرت برگشتيم اماده شديم بريم خونه مامامن جون

نفسم اميدوارم هميشه در كنار هم شاد وسلامت باشيم در امان خدامحبتبوسبوس

 

نوشته شده در پنجشنبه 27 / 1 / 1394ساعت 17:35 توسط شيرين |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در جمعه 14 / 1 / 1394ساعت 17:08 توسط شيرين |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در شنبه 2 / 12 / 1393ساعت 16:14 توسط شيرين |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 24 صفحه بعد
خبرگزاری رسانه کودکشارژ موبایل فروشگاه کودک متولدین امروز پرسش و پاسخ لیست وبلاگ ها ورود ایجاد وبلاگ گزارش تخلف تبلیغات خبرگزا